مردی که او مدیونش است، بهرام (محسن تنابنده) اینطور فکر نمیکند. وجود ریشه مشترک در هر دو اثر که یکی مستقیما درباره یک واقعه واقعی می باشد و دیگری برداشتی آزاد و متفاوت از آن. او می بایست به مهربانی متوجه شود که دستگاه زندان، بیش از آنکه به فکر منفعت او باشد، به فکر آبروی خودش است. ولی مطمئن بودم که اصغر فرهادی یک منطق برای همین سکانس دارااست و آن این بود که دختر از چادر فقط برای پوششی نمایشی به کار گیری می کرد. اگرچه رحیم این نحوه را در حیث میگیرد (و حتی از یک مغازه ارزش میگیرد)، اما در غایت عمل به ظ اهر نجیبتری انجام میدهد: او کیف و محتویات ارزشمند آن را به زنی برمیگرداند که پافشاری دارد او صاحب و مالک رسمی آن کیف است. به حیث میرسد، از دور، این مظهر از خودگذشتگی، حتی زمانی که فعالیت نادرست برای او سود بیشتری میبرد، کار صحت انجام دیتا است. فیلم قهرمان اصلی وجود اتفاقات کوچک و درشت و حتی تعیین نویسنده برای نشان دادن درد یک جامعه ولی نکته هایی دارااست اصغر فرهادی دلاور علی مصفا . اما وقتی که اصغر فرهادی اعلام کرد قصد فیلم پهلوان را بسازد، آزاده مسیحزاده مدعی شد که فیلمنامه همین اثر، از برنامه تلویزیونی دو سر برد، دو سر ناکامی نسخه برداری برداری شده است. البته کلیدی این اکنون منطق غیرقابل انکاری در اعتراضات او وجود داراست و فهم و شعور فزایندهای از جنبههای او و این‌که او هم چگونه رنج کشیده است. باتوجه به این‌که سازنده اثر مستند، پیوند ورژن ۴۴ دقیقهای را به همپا ادعای کپی بودن فیلم «قهرمان» به جهت بعضا از روزنامهها، فستیوالها و اشخاص خارج از کشور ایران نبی است، گروه حقوقی پخشکنندههای بینالمللی فیلم «قهرمان» با تحلیل هر دو اثر، صریحا در نامهای ادعای نقض کپیرایت در فیلم «قهرمان» را بر مبنا قوانین کپیرایت در کشورهای خود، رد کرده و تصریح کردند که ادعای مطرح شده، هیچ جنبه و مبنای حقوقیای ندارد. نویسنده و کارگردان اهل ایران همین سؤال را حیاتی فیلم جدید و فوقالعادهاش مطرح میکند، مفهومیکه فرهادی نمایشنامهنویس برنده دست میخواهد انتقال دهد، از طرز مانور مشخصی از همدردیهای ما یکسری بار از داخل به بیرون خواهد رفت. بازیگر نقش نخستین رحیم (امیر جدیدی) که در اوایل از پلههای بیپایان بالا می رود (تصویری زیرکانه از سربالایی دلهرهآور وضعیت کنونیاش) خوشنویسی هست که دو روز قبل از زندان خارج آمده است. او چند سال پیش مستندی در شیراز ساخته اهمیت تیتر «دوسر برد، دوسر باخت» که روایت زندگی شخصیت اصلی داستان فیلم فرهادی است. باز هم در فیلم فرهادی شرور وجود ندارد. مدیران زندان هم طرفدار کارهای خیرند. آیا می بایست از رحیم فقط به خاطر انجام کاری که هر انسان شایسته ای انجام می‌دهد تجلیل کرد؟

ایندکسر